أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
208
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
كه طاقت اين دارد مگر پيغمبرى يا پيغمبر صفتى و فرشته سيرتى ليس الشّأن فى الماء انّما الشّأن فى السقاء ؛ سخن در سيرت نيست سخن در سريرت است ، سيرت با خلق است و سريرت با حق ، چون در سريرت بفرمان حق اقتدا كرد خلق را فرمودند تا در سيرت بوى اقتدا كنند اگر چنين سيرت را اقتدا بايد كردن ، صدق سريرت را سجده بايد كردن ، اگر اينجا پاى بر خط بايد نهاد آنجا سر بر خط بايد نهاد . آدم را در باطن سريرتى بود با حق ، مقدّسان حضرت را خطاب آمد كه : اسْجُدُوا لِآدَمَ * ، چرا چنين آمد زيرا كه منشورى دارد موشّح بتوقيع إِنَّ اللَّهَ اصْطَفى آدَمَ ، كرا زهره باشد كه سر از چنبر فرمان وى بيرون آرد آنكس كه بيرون آورد بداغ لعنت موسوم گشت ، آل ابراهيم كه آدم در خلقت طفيل ايشان بود خلايق را واجب و لازمتر باشد كه سر بر خط فرمان ايشان نهند و پاى از طاعت بيرون نيارند تا از جملهء آنها باشند كه أُولئِكَ هُمُ الْمُؤْمِنُونَ حَقًّا * در شأن ايشانست . [ سوره البقرة ( 2 ) : آيه 178 ] يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِصاصُ فِي الْقَتْلى الْحُرُّ بِالْحُرِّ وَ الْعَبْدُ بِالْعَبْدِ وَ الْأُنْثى بِالْأُنْثى فَمَنْ عُفِيَ لَهُ مِنْ أَخِيهِ شَيْءٌ فَاتِّباعٌ بِالْمَعْرُوفِ وَ أَداءٌ إِلَيْهِ بِإِحْسانٍ ذلِكَ تَخْفِيفٌ مِنْ رَبِّكُمْ وَ رَحْمَةٌ فَمَنِ اعْتَدى بَعْدَ ذلِكَ فَلَهُ عَذابٌ أَلِيمٌ ( 178 ) شعبى و كلبى و قتاده گفتند كه : سبب نزول آيت آن بود كه جماعتى در جاهليّت پيش از اسلام بروزگارى اندك ميان ايشان كارزار افتاد و كشتگان و مجروحان پديد آمدند از هر دو گروه ، چون رسول صلى اللّه عليه و آله بمدينه آمد بحكومت پيش وى آمدند تا چه بايد كرد خداى تعالى اين آيت فرستاد . سعيد جبير گفت : دو قبيله بودند يكى اوس و ديگرى خزرج ، از ميان ايشان قتالى افتاد و يكى از ديگرى قوىتر بود اقوياء ضعفا را گفتند : ما بهر بنده آزادى را بكشيم و بهر زنى ، مردى و بهر مردى دو مرد . خداى تعالى اين آيت فرستاد و گفت : اى مؤمنان و گرويدگان بر شما قصاص فرض كردهاند و نوشته مفسّران گفتند : فى اللّوح المحفوظ . ابن عباس گفت : فى التّوراة ، و اين وجوب بر قاتل است كه نفس خود را تسليم